علی محمدیمنبع
روایت زنبور عسل
با گسترش حرکتهای جهادی و سفرهای روحانیون و
دانشجویان به مناطق محروم موج جدیدی از فیلمهای مستند ساخته شد که از
سویی روایتهایی تصویری هستند از تلاش جوانان متعهد برای توزیع فرهنگ دینی
در مناطقی که از فقر فرهنگی رنج میبرند؛ و از سوی دیگر نشاندهندهی
فاصلههای طبقاتی موجود در جامعهی ما؛ این آثار لزوم تدبیر و تلاش مخلصانه
برای محوکردن این فاصلهها را گوشزد میکنند.
نیمهی خالی فیلم
ضعفی که در اکثر این آثار به چشم میآید، عدم
سوژهمحوری آنان است. یک فیلم مستند بیشتر از هر چیز به سوژهای احتیاج
دارد تا بتواند با آن همراه شود و حرف خود را از لابهلای ارتباط آن سوژه
با موضوع به گوش مخاطب برساند. مستند روایت نحل هم از این دست آثار است که
با قرار دادن چند نفر از مبلغین و روحانیون جوان جلوی دوربین و همچنین به
تصویر کشیدن برشهایی از اتفاقاتی که در حین سفر این گروه پیش آمده، درست
شده است و دارای یک خط داستانی مناسب نیست.
مستندهای اینچنینی دارای دو بخش هستند؛ بخش
اول مربوط به مجموعهای است که با هدف تبلیغ وارد مناطق محروم شدهاند و
بخش دوم مناطق محروم و ساکنین آن هستند. در صورت پرداخت مناسب و استفاده
از ظرفیتهای هر دو قسمت میتوان مفاهیم ارزشمندی را در یک اثر مطرح کرد.
همچنین حضور در مناطقی که دچار محرومیتهای معیشتی و فرهنگی میباشند، این
امکان را برای سازنده ایجاد میکند که از این فرصت برای بالابردن
تأثیرگذاری بر بینندهی خویش استفاده کند.
ضرورت معرفی دقیق منطقه و شناخت جغرافیایی
آن، اشاره به فرهنگها و خردهفرهنگهای موجود در آن جامعه و نحوهی گذران
زندگی ساکنین این مناطق – که بیشتر از طریق همان سوژهمحوری به دست
میآیند - زمینه را برای ورود و آشنایی بیننده با فضایی که قرار است دقایقی
را در آن سپری کند فراهم میآورد که البته این فیلم در این زمینه به
موفقیتی نسبی دست یافته است. روایت نحل ترجیح داده اطلاعات لازم را به صورت
پراکنده در سرتاسر فیلم بگنجاند.
نیمهی پر فیلم
مهمترین نقطهی قوت این اثر عدم شعارزدگی آن
است و صفا، صمیمیت، سادگی و خلوص خود را از فضا و روایتگرانش وام گرفته
است. فیلمساز بی هیچ دخل و تصرفی در واقعیت ماجرا آنچه را که میبیند پیش
چشمهای دوربین قرار میدهد و از صحنهسازیهای بیمورد پرهیز میکند.
روایت نحل
با یک شروع مناسب، سه موقعیتی را که قرار است در آنها نفس بکشد، به تصویر
میکشد. آغاز سفر مبلغین در قطار، نمایش بازی بچههای روستا و مهمترین
اتفاقی که برای مبلغین افتاده است - یعنی آتش گرفتن اتوبوسشان - سه برش
هستند از سه فضایی که هر یک زمانی از این فیلم را به خود اختصاص دادهاند.
در همان ابتدای کار اشارهای با مسئلهی
وهابیت و تلاش این فرقه برای جهتدهی افکار مردم منطقه میشود. هرچند جا
داشت بیشتر روی این مسئله تمرکز صورت بگیرد اما اشاره به این موضوع هم
خالی از لطف نبوده است.
نمایش احساس مسئولیت روحانیت نسبت به این
مناطق و دقت در نحوه برخورد مبلغین با مردم که در چند صحنه بهوضوح به چشم
میآیند نیز امتیاز دیگری برای این مستند رقم زده است. در صحنهای که
طلبهی جوان با زبان نرم و هنرمندانه یکی از ساکنین منطقه را متوجه حرکت
خرافی و انحرافی خود میکند، این مسئله بهخوبی نمایش داده شده است.
بهعلاوه علاقه مردم و جوانان منطقه به روحانیت و احترام و تکریم روحانیت
از نقاط مثبتی است که فیلمساز به آن توجه کرده است. نمایش مراسم بیریای
عزاداری، نقش روحانیت در این مورد و اشاره به سادهدلی مردم منطقه هم
بیهیچ غلوغشی انجام گرفته است و مخاطب این مسئله را از نزدیک حس خواهد
کرد.
یکی از صحنههای تأثیرگذار و سینمایی این
مستند، لحظاتی است که کودکی بر بالای یک نخل اذان میگوید. اشاره به نام
اولین اذانگوی اسلام میان صحبتهای مبلغ با کودکان، با استفاده از بازسازی
لحظاتی از فیلم «محمد رسولالله» کار هنرمندانهای است که به حرکت تبلیغی
روحانی جوان فیلم رنگ دیگری بخشیده است.
استفادهی بهجا از احادیث
معصومین(علهیمالسلام) و به کار بردن آنها در زمان مناسب نیز از دیگر
حسنهای این اثر است که به تقویت محتوایی آن کمک کرده است و در ضمن گرفتار
شعارزدگی نشده و به قول معروف از آن طرف بام نیفتاده است. نام فیلم هم از
مضامین یکی از احادیث انتخاب شده است؛ حدیثی از امیرالمؤمنین(علیهالسلام)
که با تمثیل زنبور عسل و زندگی سالم این موجود، زندگی زیبا و اثربخش را به
انسان توصیه میکنند. پایان این فیلم نیز با استفاده از حدیث دیگری از
معصومین(علیهمالسلام) از نقاط قوت این کار به حساب میآید.
روایت نحل
را باید تلاشی مخلصانه و ارزشمند دانست که با توسل به تکنیکهای قصهگویی
در مستند و بهکارگیری دقیق عناصرِ مستندسازی میتوانست با زبانی
سینماییتر حرف خود را بزند.
...............................
روایت نحل مستندیست به کارگردانی و تدوین سید محمدرضا خردمندان که در طی سی دقیقه خاطرات چند طلبه که برای تبلیغ به روستاهای محروم استان کرمان رفته اند را مرور می کند.
حوادث و خطراتی که این طلاب را در طی سفر تهدید می کند،
استقبال مردم مستضعف و کپر نشین از طلاب، نحوه ارتباط برقرار کردن طلاب
با آنان و انس گرفتن کودکان روستایی با آنها، فقر و تنگدستی مردمان آن دیار
و شادی های کوچکشان که حتی با یک شکلات ممکن است ایجاد شود لحظه های
زیباییست که از نگاه محمد رضا خردمندان جا نمانده است.
.......................................
پ.ن: ممنونم از بچه های خوب جشنواره ی عمار که زحمت ساخت وبلاگی با عنوان روایت نحل را کشیده اند و البته بنده را مورد لطف خود قرار داده اند.